
بدجوری سرماخوردم و گلوم درد میکنه... یه چند روزی قهر کردمو نرفتم سره کار... شوهری داره کلاس میره... مامان بابا بهمراه داداشم دارن میرن مسافرت... هفته پیش مامان بابا مادرشوهر پدرشوهرمو بهمراه ما دعوت کردن شام خونشون... خیلی خوب بود... هفته قبلش هم بهمراه همسری رفتیم یکی از این شهرای نزدیک و کلی گشتیم... یه سد خیلی قشنگ بود.... خلاصه که اینروزا دارن به سرعت میگذرن......
ادامه مطلب
هفته پیش با شوهرم رفتیم و فیلم فروشنده رو دیدیم...هفته قبلشم فیلم لانتوری... هردوشون فیلمای قشنگی بودن... امروز حنابندون پسردایی شوهرم دعوتم...چهارشنبه هم عروسیشونه... این روزا خیلی درگیر کارمم...موقعیت جدید بدجوری درگیرم کرده... جمعه پدرومادر و خواهر همسر اومدن خونه بابام...خوش گذشت... ...
ادامه مطلب