
اینروزا کارم شده از سره کار اومدن xa0وتنهایی افطار کردن و بعد هم تلویزیون نگاه کردن و سحری درست کردن و منتظر بودن تا اومدن همسر...همسرجان درست قبل سحر میاد خونه... دیروز یه امپول تقویتی زدم...میخوام قوی بشم برای زندگی...
ادامه مطلب
بدجوری سرماخوردم و گلوم درد میکنه... یه چند روزی قهر کردمو نرفتم سره کار... شوهری داره کلاس میره... مامان بابا بهمراه داداشم دارن میرن مسافرت... هفته پیش مامان بابا مادرشوهر پدرشوهرمو بهمراه ما دعوت کردن شام خونشون... خیلی خوب بود... هفته قبلش هم بهمراه همسری رفتیم یکی از این شهرای نزدیک و کلی گشتیم... یه سد خیلی قشنگ بود.... خلاصه که اینروزا دارن به سرعت میگذرن......
ادامه مطلب