
یکشنبه پیش هشتمین سالگرد عمه ام بود...با همسر رفتیم.... برای همسری یه ژاکت خریدم...یه ژاکت برای روزهای سرد...که سرما نخوره.. زندگی در حال گذره... وارد شبکه اجتماعی شدیم با همسری......
ادامه مطلب
گاهی وقت ها دلت نمیخواد بعضی چیزا رو باور کنی... گاهی وقت ها اونقدر شوکه ای که خودتم حال خودتو نمیفهمی... پسرعموم مرد... پسر همون عمویی که شب سال نو ماروتنها گذاشت...پسرهمون عموم مرد... باور نمیشه ...حالم خیلی بده......
ادامه مطلب