
هفته پیش سالگرد ازدواجمون بود... یه روز خاص...سومین سال ازدواج...حرم رفتیم...همون رستورانی که اولین بار با هم غذا خوردیم رفتیم... من برای همسر هدیه کفش خریدم... اون برای من گردنبند و گوشواره... شبش هم رفتیم خونه بابا...مامان واسمون کیک درست کرده بودن...مامانیم هم بودن...یه جعبه شکلات دادن... امشب هم...
ادامه مطلب
اینروزا کارم شده از سره کار اومدن xa0وتنهایی افطار کردن و بعد هم تلویزیون نگاه کردن و سحری درست کردن و منتظر بودن تا اومدن همسر...همسرجان درست قبل سحر میاد خونه... دیروز یه امپول تقویتی زدم...میخوام قوی بشم برای زندگی...
ادامه مطلب