
اینروزا کارم شده از سره کار اومدن xa0وتنهایی افطار کردن و بعد هم تلویزیون نگاه کردن و سحری درست کردن و منتظر بودن تا اومدن همسر...همسرجان درست قبل سحر میاد خونه... دیروز یه امپول تقویتی زدم...میخوام قوی بشم برای زندگی...
ادامه مطلب
هفته پیش با شوهرم رفتیم و فیلم فروشنده رو دیدیم...هفته قبلشم فیلم لانتوری... هردوشون فیلمای قشنگی بودن... امروز حنابندون پسردایی شوهرم دعوتم...چهارشنبه هم عروسیشونه... این روزا خیلی درگیر کارمم...موقعیت جدید بدجوری درگیرم کرده... جمعه پدرومادر و خواهر همسر اومدن خونه بابام...خوش گذشت... xa0...
ادامه مطلب